onsdag 25 juli 2012

بازی یک مرغ دارم روزی یک تخم میکنه ممنوع شد

بازی یک مرغ دارم روزی یک تخم میکند نیز ممنوع شد و با متخلفان بشدت برخورد خواهد شد
از این به بعد بگویم یک خر دارم روزی یک جفتک پرت میکند، چرا یکی؟ دوتا. چرا 2 تا و تا آخر

fredag 22 juni 2012

انصاری فرد و پاک کردن آب بینی با پیراهن پرسپولیس


آقای انصاری فرد
بجای این پیراهن مقدس، برو همان بی ام و  اکس 6 را ببوس

tisdag 5 juni 2012

استقلال قلعه نوعی سرنوشت پرسپولیس استیلی

آقای قلعه نوعی
آقا امام زمان کمک کرد و شما با پارتی بازی ایشان دوباره سکان دار تیم محبوب سی و پنچ ملیون ایران شدی
یک زمانی شما را ژنرال میدانستم، اما اکنون فهمیدم که شما مصداق بارز این ضرب المثل هستید که دیگی که برای من نمیجوشد، سر سگ در آن بجوشد
دامیدوارم با عنایات حضرت زهرا و دیگر چاپلوسی هایی که شما استاد آن هستید سرنوشت شما مانند استیلی نشود، هر چند باید بگویم سرنوشت آدم هایی مثل شما برای مردم دوریال هم ارزش ندارد، اما سرنوشت استقلال برای نیمی از مردم فوتبال دوست ایران بسیار مهم است. هاشم بیگ زاده، میثم باوو، عنایتی، و دیگر بازیکنانی که به خواست خود و برای پول از استقلال رفتند، شما را با قایق شکسته اتان به ته دریا خواهند فرستاد
آقای شاهرخ بیانی، مجید نامجو مطلق و دیگر بازیکنانی که استقلال به تیم پرسپولیس یعنی رقیب سنتی استقلال رفته اید و بازی کرده اید و حتا به استقلال گل هم زده اید و ااکنون مانند انگل به استقلال چسبیده اید، خواهشمندیم به همان جایی بروید که برای پول به آنجا رفتید و دل استقلالی ها را شکستید

خود زنی ما ایرانیان

پس از دیدار تیم ملی فوتبال ایران مقابل ازبکستان که با پیروزی شیرین تیم کشورمان به پایان رسید، در بیشتر روزنامه های داخلی  ایران مدام از صحنه ای که توپ مهاجم تیم ازبکستان با رشادت جلال حسینی به گل تبدیل نشد، بحث و اظهار نظر های بسیاری مبنی  بر اینکه این توپ گل شده است و داور حق ازبکستان را ضایع کرده است و ایران مستحق برد نبود ووووو  ، هنوز هم ادامه دارد.
خودزنی تا کی؟
سی و سه سال است که بدلیل بی کفایتی کسانی که هدایت فدراسیون فوتبال ایران را در دست دارند، حق ما به تمامی عنواین و روشهای ممکن ضایع میشود که نمونه های آن همین رفتار کشورهای عربی حاشیه خلیج پارس با بازیکنان ایرانی است که همیشه با سیاست و کاربلدی آنها کاری میکنند که بازیکنان ما نیمی از انرژی خود را تا قبل از شروع مسابقه از دست میدهند.
همین تیم ازبکستان بغیر از معطل کردن بازیکنان تیم ایران و تعویض زمین تمرین و مسابقه، کار شکنی های دیگری نیز انجام داد و به نوعی با اعصاب بازیکنان ما بازی کرد. حال که یکبار هم شانس با ما بوده و پیروز شده ایم دیگر خودزنی برای چه؟
اگر واقعا فکر میکنیم که انصاف را نگاه میداریم، خواهشمندم که انصاف را نگاه دارید و حقایق روز جامعه ماتم زده ایران را منعکس کنید.
بهنام

lördag 14 april 2012

گریه جنتی برای مردم سومالی, در حالی که بچه های ایرانی از گرسنه گی میمیرند

بیوگرافی جواد بدیع زاده, خواننده شد خزان

شايد به ذهن كسى نرسد كه جواد بديع زاده هنرمند بزرگ عرصه موسيقى فرزند «آقا سيد رضا بديع كاشانى/بديع المتكلمين» روحانى مشروطه خواه باشد كه به سيد انارى شهرت داشت. سيد انارى واعظ معروفى بود كه صدايى خوش داشت و بر منبر شعر ميخواند. در زمانى هم كه ممنوع المنبر شده بود، انار و ديگر ميوه ها را در جوال مى ريخت و با الاغ در كوچه پس كوچه ها مى گشت و به بهانه فروش انار با همان صداى خوش و مؤثر، پيام هاى مهيج آزادى خواهى سر مى داد.
جواد در سال ۱۲۸۰ در چنين خانواده اى چشم به جهان گشود و پدرش كه به تمام گوشه هاى آواز ايرانى مسلط بود، از كوچكى فرزندش را به مجالس وعظ و روضه خوانى خود مى برد تا با شيوه آوازخوانى مذهبى آشنا شود. بديع المتكلمين با تسلط كافى بر رديف موسيقى ايرانى، پسر خود را نيز به فن آواز موذنى و روضه خوانى و تعزيه آشنا كرد. بدين ترتيب جواد از تجربيات پدر و نيز دايى خود «ميرزا يحيى سعيد واعظين» كه او هم از واعظان خوش صداى زمان خود بود، استفاده نمود و به فراگيرى گوشه ها و رديف هاى موسيقى دستگاهى ايران پرداخت. شايد پدر در اين انديشه بود كه از پسر جانشينى براى خود بسازد. ولى فرزند بعدها راه ديگرى را برگزيد.
جواد بديع زاده دوران تحصيلات ابتدايى را در مدرسه تدين گذراند و تحصيلات متوسطه را به ترتيب در مدارس آليانس فرانسوى ها واقع در خيابان اكباتان (ملت) و دبيرستان داراالفنون به پايان برد. بعد از اتمام دوره تحصيلات متوسطه از دبيرستان دارالفنون براى چند سالى مشغول به كار مترجمى زبان فرانسه و منشى گرى تجارتخانه هاى آن زمان گرديد، تا آن كه در سال ۱۳۰۴ شمسى به استخدام مجلس شوراى ملى در آمد-
«جواد بدیع زاده» در خاطراتش می ‌نويسد:
«اسماعیل مهرتاش» چند آهنگ فكاهی با اشعار خودمانی كه زبان حال مردم بود ساخته بود و به من پيشنهاد كرد بخوانم. من وحشت داشتم از خواندن آنها، زيرا می ‌دانستم مورد ملامت دوستان و موسيقی ‌شناسان قرار می ‌گيرم و بر من خرده‌ می گیرند. بالاخره با استدلال و مقداری جر و بحث و تشويق با «ابوالحسن صبا» برای خواندن آنها آماده شدم.
بيشتر اشعار اين سبک را «سيد غلامرضا روحانی» نويسنده طنزپرداز مجلات «نسيم شمال» و «توفيق» با امضای مستعار «نمكدان» می ‌نوشت. اما نكته جالبی كه نظر خيلی از صاحب‌ نظران موسيقی است اين است «جواد بدیع زاده» را شروع ‌كننده سبک خوانندگان پاپ در ايران می ‌دانند. وی با دليری به قالبهای سنتی تاخت و خيلی از آنها را شكست و ريتم‌ هايی را ارائه نمود كه در سالهای بعد به طور اخص به موسيقی پاپ ختم شد. دقت كنيد كه متن ها صد در صد ايرانی بودند و نواها هم ايرانی بود، اما شباهت هايی بين سبک «جواد بدیع زاده» و سبک های غربي مثل «تانگو» وجود داشت. مثلا «جواد بدیع زاده» ترانه‌ای دارد به نام «يه ياری دارم خيلی قشنگه» که توسط «هوشمند عقيلی» بازخوانی شده است. اين ترانه نمونه كاملی از سبک «تانگو» منتها در «شور» ايرانی است. از بهترين آثار «جواد بدیع زاده» در اين سبک می ‌توان به «دست ننم درد نكنه»، «گل پونه نعناع پونه»، «آلاگارسون»، «ماشين مشدی ممدلی»، «داد از كرايه خونه»، «يكی يه پول خروس» و «زال زالزالكه» نام برد...یادش همیشه بخیر ....روحش شاد